دسته‌ها
مقالات

زن نقاش، مادر و دختر رمال را به دام انداخت – نیوز



بازنشر خبر از news.ir

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از باشگاه خبرنگاران جوان، راز تبهکاری‌های این مادر و دختر با شکایت دختر جوانی به پلیس فاش شد که از سرقت طلاهایش به دست یک زن رمال خبر می‌داد. وی گفت: در صفحه اینستاگرامم با دختر جوانی به‌نام فیروزه آشنا شدم. خیلی زود او اعتمادم را جلب کرد و من هم از مشکلات زندگی‌ام برایش گفتم.

زمانی که فیروزه متوجه شد مجرد هستم علت این موضوع را پرسید و من برایش تعریف کردم که هر کسی به خواستگاری‌ام می‌آید مدتی بعد پشیمان می‌شود. وقتی این ماجرا را شنید گفت تو را طلسم کرده‌اند. خانمی را می‌شناسم که بخت گشایی می‌کند، اسمش بهجت است.

 

سرقت با بی‌هوشی

دختر جوان گفت: روز حادثه با بهجت قرار گذاشتم و او گفت چون در خانه ات طلسم و جادو انداخته‌اند باید به خانه ات بیایم و آنها را باطل کنم. من هم که باور کرده بودم، بهجت را به خانه‌ام دعوت کردم و فیروزه هم آن روز آمد. زن رمال گفت باید هر چه طلا ‌داری بیاوری تا طلسم را باطل کنم. طلاها را آوردم و او شروع به خواندن ورد و بیان کلمات عجیب و غریب کرد. بعد هم معجونی به من داد و گفت این طلسم را باطل و بختت را باز می‌کند باید تا آخر بخوری. اما وقتی لیوان معجون را سر کشیدم از هوش رفتم. نمی‌دانم چقدر طول کشید تا بیدار شدم اما فقط خانواده‌ام را بالای سرم دیدم و بعد هم متوجه شدم حدود یک کیلو طلا و چندین سکه و ساعت گرانقیمتم از سوی آن دو زن شیاد سرقت شده است.با شکایت دختر جوان، تحقیقات به دستور قاضی دادسرای ویژه سرقت آغاز شد. .در حالی که تحقیقات در این باره ادامه داشت، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از زن و دختری شکایت کرد که قصد سرقت طلاهایش را داشتند.زن جوان در تحقیقات گفت: من با خانواده همسرم اختلاف و مشکل داشتم. در اینستاگرام با فیروزه آشنا شدم و او گفت مرا طلسم کرده‌اند و زنی را می‌شناسد که در کار شکستن طلسم خیلی حرفه‌ای و استاد است. درنهایت هم روز حادثه فیروزه به همراه زن فالگیر به خانه‌ام آمدند.

 

او ادامه داد: زن فالگیر از من خواست طلاهایم را بیاورم و معجونی داد که آن را بخورم. در حال خوردن معجون بودم که به آنها شک کردم و با خودم گفتم نکند آنها نقشه سرقت طلاهایم را دارند و می‌خواهند مرا بیهوش کنند. همین موضوع باعث شد که از خوردن مابقی معجون خودداری کنم. با این حال دچار حالت تهوع و سرگیجه شده بودم در همان حالت با آنها درگیر شدم و در این درگیری ماسک روی صورت هر دوی آنها افتاد و آنها قبل از آنکه بتوانند طلاهایم را سرقت کنند از خانه‌ام فرار کردند.

 

نقاشی چهره مادر و دختر

شاکی در ادامه گفت: من نقاش هستم و می‌توانم تصویر آنها را بکشم. با تصویردقیقی که زن جوان از متهمان ترسیم کرد، تیم تحقیق به‌سراغ آلبوم متهمان سابقه دار اداره آگاهی رفتند. در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد که فیروزه و زن رمال مادر و دختر هستند و آخرین بار به اتهام جیب بری بازداشت شده‌اند.

 

با شناسایی هویت متهمان، محل تردد آنها شناسایی شد و مأموران موفق به بازداشت مادر و دختر شدند. در تحقیقات اولیه آنها به سرقت از ۴ زن و دختر به بهانه بخت گشایی و شکستن طلسم اعتراف کرده و تحقیقات برای شناسایی سایر مالباختگان احتمالی آنها ادامه دارد.

لینک منبع: زن نقاش، مادر و دختر رمال را به دام انداخت – نیوز

https://www.news.ir/363516/%D8%B2%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7/

حوادث

دسته‌ها
مقالات

مصدومیت ۵ معلم و دانش آموز دزفولی براثر صاعقه – نیوز



بازنشر خبر از news.ir

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از ایران آنلاین، بخشدار سردشت دزفول گفت : برخورد صاعقه به مدرسه کانکسی در منطقه چشمه شیرین و کنگرستان بخش سردشت دزفول منجر به آتش سوزی کانکس و سوختگی معلمان و دانش آموزان شد.

علی عبدالهی شاه افزود: برخورد صاعقه با کانکس حوالی ساعت ۲۲ شب گذشته (دوشنبه) رخ داد که در پی آن سه نفر از معلمان ، دو نفر از دانش آموزان و یکی از اهالی منطقه دچار سوختگی شدند .

 

وی با بیان اینکه دانش آموزان مصدوم پسر هستند ، افزود: این افراد دچار سوختگی شدید و خفیف شدند که ۲ نفر از آن‌ها به علت شدت سوختگی ، برای درمان به اهواز منتقل شدند.

 

عبدالهی شاه با اشاره به وجود ۱۲ مدرسه کانکسی در این بخش گفت : ۴ باب از این مدارس در حال ساخت بودند که البته روند ساخت آن‌ها به دلیل نبود اعتبار ، متوقف شده و برای ساخت ۸ مدرسه دیگر نیز هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است .

بخش سردشت ، با حدود ۲۸ هزار نفر جمعیت در شمال دزفول واقع شده است .

لینک منبع: مصدومیت ۵ معلم و دانش آموز دزفولی براثر صاعقه – نیوز

https://www.news.ir/363501/%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DB%B5-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AB%D8%B1/

حوادث

دسته‌ها
مقالات

گفت وگو با جوانی که از ۱۷ سالگی دزد شد/ مجبورم تا لحظه مرگ سرقت کنم! – نیوز



بازنشر خبر از news.ir

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از باشگاه خبرنگاران جوان، اگرچه تازه از پای بساط استعمال مواد مخدر برخاسته بودم، اما وقتی به چنگ ماموران انتظامی افتادم، نشئگی از سرم پرید و به شدت خمار شدم! حالا هم قاضی کشیک دادسرا دستور داده است چند روز در بازداشتگاه پلیس بمانم و همه سرقت‌هایی را که انجام داده ام برای افسران تجسس کلانتری شفای مشهد بازگو کنم!

من همه سرقت‌هایی را که طی سه ماه گذشته انجام داده ام برای ماموران انتظامی توضیح می‌دهم، اما زمانی که در حال سرقت اموال داخل خودرو دستگیر شدم به سروان آریایی (رئیس تجسس کلانتری شفا) هم گفتم: من مجبورم تا لحظه مرگ سرقت کنم!.

 

این‌ها بخشی از اظهارات سارق ۲۷ ساله‌ای به نام نصرالدین است که هنگام اجرای طرح مبارزه با سرقت‌های خرد توسط نیرو‌های کلانتری شفای مشهد به دام افتاد. این سارق سابقه دار که مدعی است از حدود ۱۰ سال قبل به دزدی اموال مردم روی آورده است، با صدور دستوری از سوی سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) و در اجرای دستور قضایی در اختیار افسران زبده تجسس قرار گرفت و به ۵۰ فقره سرقت طی سه ماه گذشته اعتراف کرد. آن چه می‌خوانید گفت و گوی کوتاه خبرنگار خراسان با این سارق حرفه‌ای در حاشیه بازجویی‌های تخصصی است.

 

ساکن مشهد هستی؟ بله، در بولوار شفا نزد مادرم زندگی می‌کنم!

 

مگر پدر و مادرت جدا شده اند؟ نه! پدرم بر اثر بیماری قلبی فوت کرد البته بود و نبود او برایم فرقی نداشت.

 

چرا؟ چون از زمانی که چشم باز کردم مدام با مادرم درگیر بود، از همان کودکی شاهد ناسزاگویی و مشاجره آن‌ها بودم. پدرم هر چند وقت منزل را ترک می‌کرد به طوری که گاهی یک سال از او بی خبر بودیم.

 

چند کلاس سواد داری؟ تا سوم راهنمایی تحصیل کردم، ولی هیچ علاقه‌ای به درس و مدرسه نداشتم به همین دلیل هم درس را رها کردم و وارد بازار کار شدم.

 

بعد از ترک تحصیل چه کار می‌کردی؟ ابتدا در تعمیرگاه عینک به شاگردی پرداختم، ولی بعد از گذشت دو سال با صاحبکارم بحث کردم و از آن جا بیرون آمدم و بعد هم با وسوسه دوستانم خلافکار شدم!

 

آرزوی دوران کودکی ات چه بود؟

می‌خواستم نوازندگی بیاموزم و موسیقی دان شوم، ولی …

 

دوستانت چگونه افرادی بودند؟ همه دوستانم بزرگ‌تر از خودم بودند و مدام برای تفریح پای بساط مواد می‌نشستند که من هم در کنار آن‌ها معتاد شدم. چون آن‌ها خیلی از سرخوشی مواد سخن می‌گفتند و مرا وسوسه می‌کردند.

 

چه نوع موادی مصرف می‌کنی؟ الان روزی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان شیشه مصرف می‌کنم.

 

تا به حال استعمال مواد را ترک کرده ای؟ بله، یک بار به مدت سه سال مصرف نکردم، ولی باز آلوده شدم. بار دوم هفت ماه ترک کردم، اما دوباره با وسوسه دوستان خلافکارم پای بساط نشستم!

 

پدرت هم معتاد بود؟ نه! هیچ کس در خانواده ما مواد مصرف نمی‌کرد.

 

چند سال سابقه کیفری داری؟ شش بار به جرم سرقت دستگیر شدم که آخرین بار سه ماه قبل از زندان آزاد شدم، ولی از همان روز دوباره سرقت‌ها را آغاز کردم.

 

چرا؟ چون بی پول بودم و می‌خواستم سراغ دوستانم بروم.

 

اولین بار در چند سالگی سرقت کردی؟ ۱۷ ساله بودم که برای اولین بار دستگیر شدم و شش ماه در زندان بودم، اما بعد از آزادی از زندان به صورت حرفه‌ای دزدی می‌کردم!

 

انگیزه ات از سرقت‌ها چه بود؟ باید هزینه‌های اعتیادم را تامین می‌کردم.

 

معمولا به چه نوع خودرو‌هایی دستبرد می‌زدی؟ به خودرو‌های مدل پایینی که لوازم ایمنی نداشتند و در آن‌ها فقط با یک سیم مفتولی باز می‌شد.

 

اموال سرقتی را چه می‌کردی؟ به مواد فروش‌ها می‌دادم و از آن‌ها شیشه می‌خریدم.

 

بیماری خاصی هم داری؟ بله، از دو سال قبل هپاتیت دارم!

 

چرا بعد از آزادی از زندان دوباره سرقت می‌کنی؟ به خاطر بیماری، بی پولی، اعتیاد و … من دیگر آلوده شده ام و نمی‌توانم مواد مخدر را کنار بگذارم به همین دلیل هم مجبورم تا لحظه مرگ سرقت کنم!

 

ازدواج کردی؟ نه، مجرد هستم!

 

حرف آخر؟ می‌دانم کسی که معتاد است، فقط باید به مرگ در گوشه و کنار یک خیابان فکر کند، اما اولین استعمال مواد مخدر زندگی هر فردی را به نابودی می‌کشاند، این که می‌گویند من اراده دارم، معتاد نمی‌شوم، همه اش حرف مفت است؟!

لینک منبع: گفت وگو با جوانی که از ۱۷ سالگی دزد شد/ مجبورم تا لحظه مرگ سرقت کنم! – نیوز

https://www.news.ir/363486/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B7-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AC/

حوادث

دسته‌ها
مقالات

مرگ غم انگیز پسر نوجــوان در هاله‌ای از ابهام – نیوز



بازنشر خبر از news.ir

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از باشگاه خبرنگاران جوان، رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت سال ۹۷ با گزارش مرگ پسر نوجوانی به نام حمید در کانون اصلاح و تربیت آغاز شد. تحقیقات اولیه نشان می‌داد که وی خودکشی کرده است، اما وقتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد متخصصان این سازمان اعلام کردند که وی آثار جراحت روی بدن دارد. ضربه‌ای نیز به سرش وارد شده است بنابراین مرگ وی مشکوک است. به این ترتیب پرونده مورد رسیدگی قرار گرفت.

در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد حمید پیش از فوت با یکی از هم اتاقی‌هایش به نام شهرام و همچنین مأمور حراست کانون درگیر شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

 

پس از آن شهرام احضار شد و درباره درگیری با مقتول گفت: من و حمید درگیری مختصری داشتیم که او خیلی عصبانی شد و روشنایی سالن را شکست و همین موضوع سبب شد تا با مأموران حراست درگیر شود و آن‌ها هم او را به شدت کتک زدند بعد هم حمید را به داخل اتاقی انداختند. چند ساعت بعد هم گفتند حمید فوت کرده است. البته، چون او همیشه قرص اعصاب می‌خورد همه می‌گفتند که داروهایش را بیشتر خورده و خودکشی کرده است.

 

اما تحقیقات بیشتر نشان داد شهرام همه واقعیات را نگفته و در قتل حمید نقش داشته است از این رو کیفرخواست علیه شهرام به اتهام قتل شبه عمد صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۷ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

 

در جلسه رسیدگی به این پرونده پدر مقتول از قضات درخواست کرد تا قاتل پسرش قصاص شود. او در ادامه گفت: چند ساعت پیش از فوت، پسرم با من تماس گرفت و گفت با مأموران کانون درگیر شدم و لباس‌هایم پاره شده برایم لباس بیاور. من هم برایش لباس تهیه کردم و در مسیر کانون بودم که با من تماس گرفتند و گفتند حمید دچار درد کلیه شده و او را به بیمارستان برده‌اند و بعد هم خبر فوتش را دادند. من اطمینان دارم پسرم را به قتل رسانده‌اند. پس از آن مادر مقتول به جایگاه رفت و گفت: من و پدر حمید وقتی فرزندانمان کوچک بودند از هم جدا شدیم. حمید با پدرش زندگی می‌کرد و دو فرزند دیگرمان در بهزیستی بودند تا اینکه بعد از مدتی من آن‌ها را پیش خودم آوردم. من برای بزرگ کردن فرزندانم با مشکل مالی روبه‌رو هستم و حالا درخواست دیه پسرم را دارم. در ادامه متهم در دفاع از خود گفت: من ۵ سال قبل به خاطر حمل۶ گرم هروئین بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت منتقل شدم. روز حادثه هنگام نظافت با حمید درگیر شدم که سرش به زمین خورد بعد هم با مأموران حراست درگیر شد. من اتهام قتل را قبول ندارم. چون در بهداری گفتند او با خوردن قرص خودکشی کرده است. در ادامه جلسه مشاور روانشناس گفت: حمید به اتهام سرقت در کانون اصلاح و تربیت بود. دوره محکومیتش رو به پایان بود و پدرش می‌توانست با گذاشتن یک فیش حقوقی او را ترخیص کند، اما کوتاهی کرد و این حادثه رخ داد.

 

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و اعلام کردند به علت نقص در تحقیقات پرونده باید به دادسرای جنایی برگردانده شود تا فیلم دوربین‌های مداربسته محل درگیری مورد بررسی قرار گیرد. همچنین از پزشکی قانونی خواسته شد علت دقیق مرگ حمید را مشخص کند. ضمن اینکه مقدمات انتقال شهرام به زندان بزرگسالان نیز انجام شود چرا که سن وی از ۱۸ سال گذشته است.

لینک منبع: مرگ غم انگیز پسر نوجــوان در هاله‌ای از ابهام – نیوز

https://www.news.ir/363467/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%BA%D9%85-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%80%D9%80%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7/

حوادث

دسته‌ها
مقالات

قاتل پس از کشتن پدرزن جسدش را در بتن دفن کرد – نیوز



بازنشر خبر از news.ir

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از میرر، متهم ” مارکوس ریکتس” ۲۴ ساله اهل بیرمنگام انگلیس ، قربانی خود “ویلیام اسکاتی” ۵۹ ساله را با دهها ضربه چاقو به قتل رسانده است.

این قاتل پس از انجام جنایت هولناک جسد قربانی را در یک بتن سیمانی دفن کرده و در دل جنگل پنهان کرده است تا بتواند از مجازات رهایی یابد . او پس از جنایت از بریتانیا به آمریکا فرار کرده و تلاش کرده تا با دختری جوان زندگی جدیدی را آغاز کند.

در پی همکاری پلیس اسکاتلندیارد با ماموران پلیس اف بی آی متهم شناسایی و به کشورش بازگردانده شد تا به پرونده جنایتش رسیدگی شود.

اطلاعات پلیس اسکاتلندیارد نشان میدهد که با ناپدید شدن قربانی جستجوها برای یافتن وی آغاز شد و در نهایت جسد “ویلیام” در منطقه جنگلی بدست آمد.

گزارش های موجود نشان می دهد که متهم ادعا کرده که به دلیل رفتارهای بد پدرزنش و تهدیدهایی که او می کرد وی را به قتل رسانده این در حالی است که برادر قربانی بیان کرد که داماد برادرش جوانی سربه هوا و بی ملاحظه بوده و همواره از او خواسته شده تا برای خود شغلی مناسب تهیه کرده و رفتاری معقول داشته باشد اما او به جای تصحیح رفتارش تصمیم به قتل فجیع پدرزنش گرفته است از این رو اعضای خانواده قربانی خواستار اجرای حکم اعدام برای داماد قاتل شدند.

لینک منبع: قاتل پس از کشتن پدرزن جسدش را در بتن دفن کرد – نیوز

https://www.news.ir/363408/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B2%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D9%81%D9%86/

حوادث